X
تبلیغات
رایتل
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1391


سلام

دیروز جمعه با چنتا از دوستان رفتیم منطقه زیبای بوژان

شب حدود ساعت 2:30 دقیقه بامداد تو مسیر خونه بودم (پیاده)

که یهویی یه ماشین پیچید خیلی آروم به سمتم می اومد

نوار سبز رو ماشین حکایت از پُلی س 110 داشت

حالا ما

طبق معمول موها تو حالت پروازی   ژولیده   دسمال سر رو هم دور گردن انداخته بودم

میدونستم میان جلومو میگیرن

بله با فاصله حدود 3 متری کنارم ایستاد

جالب اینجاس که وقتی میخواس صدام کنه  زحمت نداد به  خودش

بگه:هی آقا   آقااااااااااااا با شمایم

سوت میزد 

سوت زدنم یاد نداشت

فک کنم انتظار داشت مثل سگ واسش دم تکون بدم

من: بله  با منین

اون: بله با شمایم

من به اون:یادمون نمیاد ما سگ بابابزرگمون رو اینطوری صدا زده باشیم آقا

میرم جلو: سرمو خم میکنم که ببینمش

اون: اینوقته شب اینجا چی کار می کنی؟

من:میرم خونمون

اون:کجا بودی تا الان

من:کوه بودم کوه

اون:کارت شناسایی داری؟ اسمت چیه؟

من: نه ندارم  آبتین محب

کارمندسازمان آتشنشانی ام

اون:کارمندسازمان آتشنشانی هستی؟

من:بله آقا

اون: به رانندش نگا میکنه که بریم





طبقه بندی:
ارسال توسط آبتین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

Online User