X
تبلیغات
رایتل
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1392

  

سلام

خوبی عزیز؟

مشغول وزنه زدن بودم که قاسم یه  هو  وارد میشه

تو یه دستش میوه و دسه دیگش یه شام خوشمزه که ازخونه آورده  تا بزنه به بدن

میره تو اشپزخونه

دمبل ها رو میذارم رو  زمین میرم سمتش

یه دونه نون  گذاشته بود رو رومیز کنار کوکو سبزی

خواسم اذیتش کنم و یه لقمه تپل بزنم به  بدن

تا  دس به نون زدماخماشو تو هم برد گفت:

اه آبتین دستات کثیفه دس به وزنه ها زدی

مندیگه این نون رو نمیخورم

باشه از خودت

بهش گفتم: آره بخدا همیشه بعداز ورزش که دسامو میشورم

چرک میریزه از دسام

قاسم اخم میکنه ومیگه:

شام نخواستیم بابا

بعداز چندلحظه گفت:

آبتین یه نون بیار واست کوکو بذارم




طبقه بندی:
ارسال توسط آبتین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

Online User